annotazioni

articles

رحیم مشاعی، معاون اول!

28 تیر 88

 

در گفتگوئی داغ، یکی از مسئولان میراث فرهنگی مشهد از دوست مرحوم دکتر محمد امین میرفندرسکی پرسیده بود آیا پدران ما یکدیگر را می شناختند؟ با مکث دکتر و پاسخ منفی او، مسئول میراث فرهنگی باز هم پرسیده بود پس چرا فکر می کنید ما با هم پدر کشتگی داشته باشیم؟

تعجب دارد، چرا اینهمه مخالفت با رحیم مشاعی؟ کسی اگر با او پدر کشتگی دارد که بگوید، اعتراف کند، وگرنه مگر ممکن است که مثلا آقای حسین شریعتمداری آرزو کند مجلس نمایندگانی که اکثریت و ریاست خود رای آن معرف حضورش هست بگوید " ایکاش مجلس می توانست" از انتخاب معاونان و مشاوران رئیس جمهور، مانند انتخاب وزیران، رای اعتماد بگیرد. عجیب است که  موضع آقای حسین شریعتمداری با علیرضا محجوب، رئیس خانه ی کار و کارگر، یک مغلطه کار که هربار در تله ویزیون به حرف می آید هول می شود و به تته پته می افتد،  در یک جهت و در طرف موضع اکثریت، یا جناح به اصطلاح سوم مجلس محترم نمایندگام مردم ایران قرار بگیرد؟

بالاخره، آیا رحیم مشاعی بهانه ایست بازهم برای دق دل خالی کردن از رئیس جمهوری که میخواهند مهار شود یا خود آقای مشاعی هم مورد دارد و مثلا حتی یک صهیونیست است؟

مورد آقای رحیم مشاعی یکی این است که به شکلی از مردم اسرائیل طرفداری کرده بود. بعد گفته شد او گفته ملت. رفتند اندر تفاوت مردم با ملت مداقه کردند. اصل گفته ی آقای مشاعی را ندانسته اما مگر هنگامی که فریاد می زنیم مرگ بر آمریکا ممنظور همه ی مردم ایالات متحده است؟ بدیهی است کسی چنین حماقتی نمی کند. آیا مرگ بر اسرائیل شامل مرگ  مردم یهودی که بر علیه صهیونیسم و سیاست و سیستم دولتی- حکومتی اسرائیل مبارزه ای مشکل در شرایطی  تهدید آمیز می کنند می شود؟ مگر هر کسی که در قالب دولت متجاوز و غاصب زندگی می کند صهیونیست است؟ فقط به خبر کوچک امروز در روزنامه ی ایران توجه کنیم:

دیدار یهودیان ضد صهیونیسم با رهبران حماس

تعدادی ار رهبران یهودیان "نتوری کارتا" که از گروه های مخالف رژیم صهیونیستی است در سفری به غزه با رهبران حماس دیدار کردند. روزنامه ی تایمز لندن نوشت: این اولین سفر اعضای گروه نتوری کارتا به غزه از زمان به دست گرفتن کنترل این منطقه توسط حماس بود و این یهودیان در این سفر با اسماعیل هنیه نخست وزیر نیز دیدار و گفتگو کردند. اعضای گروه نتوری کارتا به همراه یکگروه 200 نفره از حامیان فلسطین از جمله جورج گالووی از نمایندگان مجلس عوام انگلیس، از طریق مصـــر وارد غزه شدند.

خاخام "یسرول ویس" از اعضای نتوری کارتا پس از ورود به غزه در سخنانی گفت:

" ما رنج شما را حس می کنیم و همراه  با شما اشک می ریزیم، این سرزمین شماست که به صورت غیر عادلانه و غیر قانونی توسط عده ای از افراد و به نام یهودیت اشغال شده است". هنیه نیز در پاسخ به این افراد اعلام کرد وی هیچ کینه ای از یهودیت نداشته بل که از اسرائیل متنفر است.

اگر منظور آقای رحیم مشاعی همین چیزیست که اسماعیل هنیه گفته پس تمام کسانی که انقلابی هستند و کینه ای در دل ندارند، جعبه سیاهی در سینه ندارند می توانند آزادتر و راحتر به دنبال دلایل آقای احمدی نژاد برای انتخاب رحیم مشاعی در این سمت بگردند. البته ایشان از سمت مدیریت سازمان میراث فرهنگی هم کنار میروند و باید دید معاون و جانشین ایشان چه گلی برسر این سازمان میزند که گرچه خیلی کار می کند از خیلی از جاهایش هم آب درز می کند، که در اغلب موارد به خودمیراث و توانائی ها و بودجه های داشته و نداشته اش بر نمی گردد اما در جاهایی نیز به آلودگی یا بی عرضگی مسئولین و مدیران محلی بر می گردد.

در باره ی رحیم مشاعی حالا حالاها باید در انتظار تهمت های ناروا و سیاستکاری ها باشیم اما بیشتر برای این چوب لای چرخ دولت دهم گذاشته باشیم. لابد تمام اتهامات مربوط به سد سیوند و تنگ بلاغی و شایعات مغرضانه – احمقانه در باره ی آرامگاه کوروش که داشت زیر آب می رفت و یا سقفش فرو ریخت باشیم. مهندسی بلند پایه و اسمش رو نبر، هنگامی که از هواپیمای Tupolev پیاده می شدیم اظهار کرد اگر اول مسافران جلویی پیداه شوند نوک هواپیما بلند میشه! عجیب بود مهندسین روسی چنین اشتباه فاحشی کرده باشند، و پس از پیداه شدن برگشتم و به هواپیما نگاه کردم. مثلث تکیه نسبت به مثلا ایرباس  بسیار درازتر بود و چرخهای عقب تقریبا زیر دم هواپیما قرار داشتند زیرا هر سه موتور جت آن نیر در دم هواپیما جا دارند طوری که اگر نوک هواپیما را گرفته و حتی تا 80 درجه بلند کرده و ول کنیم بازهم به جلو و سرجایش می افتاد. به مهندس آزموده و مدیر بزرگ و کارشناس معروف گفتم لااقل برگرد و نگاهی به هواپیما بینداز! زیر باران از ماشین پیاده اش کردم.این ها همه انواع شایعه سازی هائی است که در بعضی اقشار روشنفکر "جا" می افتد. یادمان باشد هنگامی که جمال عبدالناصر در جنگ 1967 گفت همه ی اسرائیلی ها را به دریا می ریزیم کمک کرد یهودیان بالفعل و بالقوه مخالف و ضد جنگ هم که با تهدید و فشار  و بمب گذاری و لطایف الحیل به "سرزمین موعود" کشانده شده بودند هم با رهبران صهیونیست و جنگ طلب در یک جبهه قرار بگیرند. باقی داستان و شکست ارتش مصر، بخصوص در جنگ 1973 را باید در خیانت ریاست ارتش خود مصر دید و رئیس ارتشی که اعدام شد. یعنی این که همان زمان نیز راه حل فقط نظامی نبود و  اگر بود می بایست بهمراه با یک سیاست انقلابی برای تحولات ملی و اقتصادی و اجتماعی مطرح می شد تا خود  سازمانهای کارگری و مبارزان گوناگون یهود نیز از حیله هایی چون کیبوتس ها رهایی یافته و  در برابر ستم دولت نژاد پرست و سرمایه داری و امپریالیستی اسرائیل  به راه حلی همراه با انقلاب مردم عرب علیه سلطان ها و نظام فئودالی و وابسته ی آن ها همراه با ناصر ها و نهرو ها و مصدق ها و فاطمی ها می یافتند. این مورد، یعنی مشاعی و اسرائیل، آخر سر به این جا هم می رسد که در برابر اوباما چه باید کرد. آیا واقعا او و بوش "دو روی یک سکه اند"؟ فقط یک "بزک" و روتوش است؟ به همین سادگی؟ یعنی کسانی که او را این طور معرفی می کنند متوجه نیستند چگونه در هر کجا پوست خربزه زیر پایش می اندازند؟ و حتی خانم کلینتون را هم به او چپانده اند و ساز مخالف و تحریک آمیز می زند؟ این که روشن است که بالاخره بشریت در برابر یک ماشین جنگی امپریالیستی! قرار دارد که می تواند زلزله هم بسازد، می تواند گرد و خاک رادیو اکتیف هم  بفرستد،  و از کشتار و جنگ دست بردار نیست، اما اوباما واقعا این کاره است؟ ببینیم کودتای هندوراس، که علیه اوباما انجام گرفت بالاخره چگونه و به نفع کی حل و فصل می شود. نمی تواند به همین حال منزوی باقی بماند. و همین طور هم محاصره ی غزه، دیوار ننگ و جنگ در فلسطین، شهرک سازی در فلسطین اشغالی تا  دولت لبنان و انتخابات افغانستان و  مشکلات پاکستان.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:40  توسط farrokh bavar  |