جنگ علیه کره ی شمالی، زهر چشم آمریکای شمالی علیه دولت خلق چین است مبادا از انبوه دلارهایش جهت فروپاشی ایالات متحده استفاده کند.

7 آذر 89

بعید نیست این نمایش قدرت از یک اخطار فراتر برود و مصیبتی بزرگ برسر مردم و دولت جمهوری خلق کره بیاورند اما هدف از این زورآزمایی حمله نیست زیرا یک حمله ی کوچک علیه کره ی شمالی باعث واکنش خودکار اتمی این کشور شده و جنگ متوجه هدف اصلی، یعنی چین می شود. سیاست سازش مدودف نیز نمی تواند فدراسیون روسیه را از صحنه بیرون نگه دارد.

هزینه ی این مانور نظامی با ده ها ناو جنگی، در وضعیت بحرانی و ورشکستگی آمریکا  بسیار زیاد است و به نظر می آید مساله برسر یک مانور معمولی و دوره ای نباشد. آمریکای شمالی می خواهد نتیجه ای راهبردی از آن به دست بیاورد؟ مراکز هسته ای دولت خلق کره در میان تسلیحات اتمی جهان وزن بزرگی نیست و اگر کسی این دولت سوسیالیستی را انگولک نکند خطری برای کسی ندارد. پس، هدف اصلی دولت چین است. اما مگر دولت چین قصد دارد از انبوه دلارهایش برای برهم زدن تعادل ناپایدار ایالات متحده استفاده کند؟ آیا مدرن تر شدن صنایع تسلیحاتی نظامی و اتمی دولت خلق چین که تضادی تاریخی با نظام سرمایه داری جهانی دارد مخاطره انگیز شده؟ پیشنهاد دولت اوباما به دولت روسیه برای کاهش تسلیحات اتمی از سوی محافظه کاران سنای آمریکا رد شد و یک بحران جدی جهانی می تواند کلک دولت اوباما را بکند و قدرت را دوباره کاملا در دست دیک چنی و جنگ افروزان قرار دهد. آیا این موضوع می تواند یکی هدف تهدید اتمی کره ی شمالی باشد؟

سیاست امپریالیستی آمریکا و یارانش در عراق شکست خورد و ایاد علاوی بی خبر عراق را به سوی کشور ارباب انگلیسی اش ترک کرد. تحریکات غرض آلود در لبنان به شکست انجامید و دولت دست نشانده ی افغانستان مدتهاست که دیگر دست نشانده نیست و کرزای بر علیه اربابان آدمکش اعتراض می کند و به دنبال راه حل منطقه ای و محلی امی گردد. سیاست ناتو در این جا نیز به شکست رسیده است. آمریکا و ناتو پس از این که راه هوایی ایران و پایگاه ماناس را در قرقیزستان از دست دادند، و آذربایجان نیز از آن ها فاصله گرفت سراغ روسیه رفت اما سیاست بده بستان مدودف کافی نیست که روسیه بتواند راه حمل و نقل مطمئنی برای  کمک های نظامی علیه افغانستان بشود. مخالفان سیاسی مدودف که قدرتمند هستند بر او چیره خواهند شد. احتمالا خود مدودف نیز با چنین افتضاحی موافق نیست زیرا سیاست او در نهایت یک سیاست ناسیونالیستی روسی است که به جزایر کوریل می رود و برای نمایش قدرت روی زیردریایی حامل موشک اتمی روسی می رود و نه یک سیاست خشک ضد انقلابی و به هر حال، اگر بخواهد در این شرایط بر سازش با ناتو پافشاری کند دچار بحرانی شدید یا حتی برکناری می شود و   برکناری خروشف پس از حمله ی امپریالیسم آمریکا به ویتنام شمالی نمونه ی آنست. مردم دنیا می دانند و می توانند قضاوت کنند، و این قضاوت دلیل بحران تمام دستگاه های بی احساس و طفیلی است که تا حالا بر دولتها حاکم بوده اند. ایالات متحده کوشید علیه کشورهای انقلابی در آمریکای لاتین بحران سازی کند اما کلمبیا با ۷ پایگاهش را هم از نظر قانونی از دست داد. روسیه هم ناو اتمی پطر کبیر را رودرروی ناوگان چهارم ایالات متحده قرارداد. تحریکات و تحرکاتش در خلیج فارس و در برابر ایران هم فعلا به مشکل برخورد و ویروسش هم کارساز نشد. شاید در دریای زرد نقطه ضعفی یافته باشد و بخوهد از آن جا شروع کند.