فیلم خوبی است. شاید آخرین فیلمی باشد اینقدر پر خرج. حماسه ای مذهبی. بازی ها نیز خوب است. می توان ایراد گرفت و نقد کرد اما تقلبی چشم گیر به نظر نمی آید. اما حرف حساب فیلم ملک سلیمان چیست؟ اینست که معجزه هم فایده ندارد و باید دست به کار شد. در پایان فیلم، وقتی کشتی های حضرت سلیمان از هوا به اورشلیم می آیند، رهبران فتنه و هوادارنشان می بایست قالب تهی می کردند، می ترسیدند، بیعت می کردند، می پذیرفتند. اما برعکس، با خشم به جنگ ادامه دادند و نتیجه ی نهایی را شمشیر به دست آورد. شمشیری که بر حق بود. و آنگاه خداوند فتنه گران ربا خوار را در بند کشید. نابود نکرد. و چون هدف از فیلم مشکلات امروزی است، فیلم بازهم جالب تر می شود. داستان باز هم تکرار می شود. ربا خواری. سرمایه داری به هر شکلش. در سراسر مسیر تاریخ تمدن بشر. که امروز کارش به ته رسیده. پایان کارش آغاز شده. و حالا روشنفکری که هنوز تصمیم نگرفته و نمی داند در برابر نظام سرمایه داری چه کند و در کدام طرف قرار دارد احتمالا دیگر فایده ای هم ندارد. دیگر به درد نمی خورد و منتظرش نباید ماند. تمام هوش بشریت به این مساله آگاه شده که سرمایه داری موجب نکبت و انحراف و بدبختی و جنگ است.