قوه ی قضائیه و زمان
هیات منصفه ی دادگاه سردبیر روزنامه ی ایران دست به کار شده و رئیس آن به زودی با روسای قوای مقننه قضائیه گفتگو می کند. رئیس قوه قضائیه هم صحبتی کردند که درست بر مردم عادی معلوم نشد که چیست. اما یک مطلب روشن است. این قوه مساله ی محاکمه ی فراری لندنی را آنقدر کش داد، به هر دلیل و مصلحتی، آنقدر وقت گذشت که زمان را به دست متهم داد تا اقدام کند. شکایت کند. مدیر روزنامه ی ایران هم بهتر بود از خودش دفاع نمی کرد و چون دفاع کرد گیر افتاد. او در دفاع از خود نمی توانست چیز دیگری بجز آنچه که تا به اینجا گفته بگوید. باقی اش را نگفت. گفته بود هربار که از او شکایت شود بخش بیشتری از ناگفته ها را علیه پسر رفسنجانی خواهد گفت. فعلا که دیگر نمی تواند بیشتر از آنچه که گفت ( که بیشترش هم برای کسانی که بخواهند به یاد بیاورند تازه نبود ) بگوید و برملا کند. بالاخره. باید پذیرفت که مصلحت فعلا اجازه نمی دهد. اینقدر خطرناک است؟ زمینه ی اجتماعی که آماده است. اینجا مساله حل است. در دستگاه ها و قدرت های قوی و پنهان مشکل چه می تواند باشد که این همه زمان به درازا بکشد و دست این دشمن را که همه همیشه از آن حرف می زنند و حرف زده اند باز بگذارد؟ امید این است که مردم جنوب سودان عاقل باشند و در این دام کثیف امپریالیستی نیفتند. که اگر جنوب سودان جدا شود، به قول رهبر کلاه لبه پهنش، تازه اول راهست. کشمکش و جنگی که ادامه پیدا می کند می تواند بهانه ای به دست نیروهای شکست خورده ی امپیریالیسم و سرمایه داری بدهد تا مسائل قومی را این جا و آن جا دوباره زنده کند. زمان از ما نیست. زمان دست ما نیست که هرچه بخواهیم کش بدهیم. راننده ی لوکوموتیف فقط می تواند سرعت قطار را کم و بیش کند اما ریل تاریخ همین است که هست. این چه مانع بزرگی روی ریل است که می تواند قطار را از ریل خارج کند؟ که این همه آهسته و با احتیاط باید راند؟ هرچه هست، همین آهسته راندن است که دست متهم را باز گذاشت تا متهم کند زیرا که هنوز از نظر قانونی محکوم نشده اگرچه از نظر اجتماعی مدتهاست محکوم شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:49 توسط farrokh bavar
|