سانحه ی هواپیمای بوئینگ هم پیچیده شده. به نظر آمد آقای وزیر راه و ترابری هم حق صحبت نداشته باشد و نه تنها توسط اخبار تله ویزیون کانال یک سانسور شد که زیر دستش هم حالش را گرفت. آقای بهبهانی در کانال اخبار گفتند با دید ۸۰۰ متر، برج کنترل فرودگاه اورمیه اجازه ی فرود را داده بود اما خلبان تصمیم گرفت یک دور بزند و تا ارتفاع ۹۰۰۰ پا هم اوج گرفته بود که ارتباط قطع شد. دو نفر از بازمادگان هم داغ داغ گفتند بال هواپیما به چیزی برخورد کرد و برق قطع شد، خلبان هم گفته بود فرود اضطراری می کنیم، و باک های بنزین را خالی کرده بود. همان شب، کانال یک مصاحبه با آقای وزیر را در همین حد پخش کرد که " تا جعبه ی سیاه باز شود سه ماه وقت می گذرد...". همین و بس. اما آقای احمد مجیدی، رئیس مدیریت بحران وزارت می گوید "بنا به قانون وزیر راه و ترابری هم نمی تواند اکنون در باره ی علت سانحه هوایی اظهار نظر کند و مواردی که اعلام می شود حدس و گمان است". وزیر فقط در جلسه ی دربسته کمیسیون تلفیق مجلس حرف بزند اما علنا طبق قانون!؟ نمی تواند... اظهار نظر کند چه برسد به کسانی که در این سانحه زنده ماندند. آن ها مگر کارشناس فنی اند؟ مردمی که شاهد سقوط بودند مگر مفتش اند؟ اگر هستند پس ما چه کاره ایم؟ تازه، پرونده رفته زیر دست آقای دادستان تهران. همان کسی که رای هیئت منصفه ی دادگاه مطبوعات را می شنود اما گوش نمی دهد. دیگه چی؟ این که پیمانکار زورش به آقای وزیر می چربد. آقای وزیر از بازدید راه آهن اقلید به شیراز بد اخلاق شدند و گفتند از این پیمانکار باید خلع ید شود! شد؟ کی زورش به پیمانکار می رسد؟ بانک؟ دولت یا نزولخوار؟