12 بهمن 89

 

رهبران و سازمانهای بین المللی بورژوائی اغلب خود را به نفهمی زده و به نظر می آید غافلگیر شده باشند و از فرو ریختن " رژیم" مبارک نگران که پس از آن چه پیش خواهد آمد. رهبران ارتش طرف مطالبات مردم را گرفته اند اما برادری نمی کنند. بانک ها و بازار تعطیل. سازمان ملل هم می خواهد مانند دیگر بزرگان نظام  سرمایه داری مبارک را هم مانند بن علی دک کنند. اسرائیل خود را بسیار نگران نشان می دهد در حالی که شاید این طور نباشد. می توان فرض کرد که داستان تعویض حکومت را از دولتی فردی و خانوادگی و ارثی و دستگاهی بسیار فاسد به یک رهبری بورژوائی گسترده و شورائی را نه مردم بل بورژوازی بین المللی و امپریالیستی روی صحنه آورده باشد. اگر این طور باشد پس از بیرون رفتن مبارک و دوستانش از صحنه می توان شاهد درگیری واقعی میان مردم و سازمان های نظامی و ارتش و قلع و قمع رهبرانی باشیم که به میدان آمدند. برنامه ی بورژوازی باید این باشد. یک دولت انتقالی پس از مبارک، با مقداری وعده و وعید. پس از این که آب ها آرام شد، اگر بشود! دولت واقعی که در سر رهبران انگلیس و آمریکا و فرانسه و خود بورژوازی مصر است انسجام می یابد. چرا سیستم امپریالیستی این لحظه را برای تعویض نوع حکومت ها در بعضی از کشورها انتخاب کرده نیاز به یک آنلیز از اوضاع جهانی از جنگ و انقلاب دارد. در تجزیه ی سودان و تشکل دولتی به نام جمهوری نیل، که بخشی از برنامه ی "از فرات تا نیل" هست امپریالیسم فعلا برنده شده است. در ساحل عاج نیز امپریالیسم در تکاپوست. در نیجر و الجزیره جنبش هایی از نوع مخملی در شرف انجام است. شاید حساب کرده باشند که حلقه ی ظعیف زنجیره در این کشورهای آفریقایی باشد. که اگر بتوانند یا در خدمت بگیرند یا نیروی تازه نفس و کمی بیشتر نزدیک به مردم برسر کار بیاورند، کمی باخت در آمریکای لاتین و خاورمیانه را جبران کنند. اما اینهمه برنامه ی آن هاست. اما مردم آیا می پذیرند؟ سبزهای ضد انقلابی ایرانی از همین حالا دست به کار شده اند، اما برای چه؟ نمی گویند. برای پشتیبانی از دولت بورژوا- سرمایه داری آینده ی که نفس تازه کرده و از انفجار انقلابی مردم و از رادیکالیزه شدن روند اجتماعی جلوگیری کنند. می توان گفت برنامه ی امپریالیسم دفاعی بوده و پیش از این که دیر شود جانشینی به نام دولت ائتلافی، فعلا برای حکومت های فردی- گروهی پیدا کنند. احتمالا، به علت خودسری این عروسک های خودبین، این اصلاح کمی دیر دارد انجام می گیرد و احتمال دارد موج و توفانی که به راه افتاده دیگر آرام نگیرد و دولت ها یکی پس از دیگری ساقط شده و ثبات نیابند. آن گاه خطر دیوانگی از طرف اسرائیل بعید نیست و شاید محتمل باشد. اما چراغ سبز را خود بورژوازی و رهبری ارتش مصر به آن ها خواهد داد، که بجنبید! ما دیگر از پس مردم بر نمی آییم. ارتش مصر به مرز غزه رسید. گویا طبق پیمان صلح میان اسرائیل و مصر، پس از عقب نشینی اسرائیل از کانال سوئز، صحرای سینا خالی از ارتش بوده و فقط پلیس مصر در آن حضور داشته. حاکم استان سینا نیز برکنار شد. یعنی رهبری ارتش دارد برنامه ای از پیش طراحی شده را کم کم پیاده می کند و اسرائیل هم می گذارد این کار را بکند زیرا هر دو در یک طرح مشغول همکاری اند. لازم است زیاد گفتگو کرد تا مردم را از غافلگیر شدن ها رهایی داد. اما، به هر حال روزهای سختی در پیش هست و خطر ضد انقلاب و جنگ. مردم رهبری مشخصی ندارند و بیشترین نیرو را سازمان اخوان المسلمین دارد. این سازمان احتمالا بیشترین ضربه را خواهد خورد. البرادعی از طرف بورژوازی پیشنهاد شده اما کاندیداها بسیارند و بسیار هم مشتاق. اما آیا در بدنه ی ارتش و در درون آن گرایش های ملی گرای ناصری نوز وجود دارد. به طور کلی می توان گفت ارتش مصر با ارتش شاه تفاوت هایی دارد و روند کلی از آن زمان پخته تر شده باشد.