چرا رسانه های دولت ایران از ضد انقلاب لیبی حمایت می کنند؟
7 اردیبهشت 1390
با یک گردش ساده با چشمان غیر مسلح در رسانه های دنیا می توان به ماهیت ضد انقلابی و دست پردورده ی محافل امپریالیستی "دولت انتقالی لیبی" در بنغازی پی برد اما رسانه ها و اخبار از آن ها را چون انقلابیون لیبی معرفی کرده و ویرانی شهرها را به گردن معمر قذافی می اندازند. دورغ بیشرمانه ایست اما در بین جنگ و دعوا یادآوری اخلاق کار بیهوده ایست چه برسد به این که انتظار داشته باشیم کسی شرم کند. در این میان ایران اسلامی با چهره ای رو بجلو اما تلو تلو خوران به عقب می رود که از کوردلی کسانی است که پیش رفت تحولات اجتماعی آن را نپذیرفتند.
رئیس جهمور ایتالیا، ناپولیتانو، یکی از رهبران نادم حزب کمونیست ایتالیا و مسئول فروپاشی انحلال آن حالا به راحتی می گوید "روند طبیعی این وضعیت اجازه می دهد که لیبی را بمباران کنیم". دروغ بیشرمانه ایست زیرا او مانند برسانی، دبیر حزبش، پی – دی، حزب دمکرات، از اول موافق بمباران لیبی بودند و برسانی آن را در یک نمایش تله ویزیونی در برنامه ی سانتورو آن را فریاد زد. برسانی، رهبر سازشکار اپوزیسیون در مجلس قلابی ایتالیا که فنرش در رفته بود فریاد زده بود همانطور که رفتیم لبنان و آن را سرجایش گذاشتیم باید برویم طرابلس و آن را علیه قذافی جنایتکار سرجایش بگذاریم. برلوسکنی که دست قذافی را بوسیده بود با این تهاجم مخالف بود و حتی می خواست استئفا بدهد اما دیدیم که چگونه مجبور شد با سارکوزی کنار بیاید و وزیر خارجه ی ظریف و با ادبش، فراتینی، برای این که از آن قافله عقب نماند، طوری که در ماجرای تقسیم یوگسلاوی بسیار عقب ماند و بجز خرده ریز چیزی به دست " بورژوازی وصله پینه ای، به قول بپه گریلّو نرسید، می خواهد در بنغازی کنسولگری دایر کند، اسلحه صادر کند و مثلا آن ها را آموزش نظامی بدهد اما احتمالا اینجا نیز مانند سومالی، دیر رسیده و جا را سازمان های ترسناک جنایی انگلیس قبلا گرفته اند و یا از اول گرفته بودند و فعالانه در تخریب و تصرف شرکت می کنند و چیزی که رسانه ها مانند "مردم شهرهای لیبی" به خورد مردم می دهند فقط تظاهر به آن است. روزنامه ی "همشهری" خبرنگارانش را به قاهره می فرستد تا قسم خوردن یکی از رهبران نظامی همین دولت موقت بنویسد که در لیبی تقریبا هیچکس با قذافی موافق نیست.
اما دلیل اصلی شباهت ها میان ایران لیبی در روند خصوصی سازی این دو کشور است. روزنامه ی ایتالیایی "ایل مانیفستو" محمود جبریل، عضو فعال "دولت انتقالی" بنغازی را این طور معرفی می کند: فارغ التحصیل دانشگاه پیسبورگ، کسی بود که در دولت لیبی، پس از بیرون آمدن از محاصره ی اقتصادی سازش، تا سال 2007 بانی و مبتکر سرمایه گذاری شرکت های خارجی و بخصوص آمریکایی در صنایع نفت و گاز لیبی و روند خصوصی سازی آن بوده است و علی قهرومی که وزیر مالی همین "دولت انتقالی" در بنغازی است پس از 35 سال از ایالات متحده به لیبی بازگشته. در رهبری لیبی نیز مانند ایران، معمر قذافی در انزوا و اقلیت قرار گرفت و هنگامی که در 2008، آن طور که روزنامه ربلیون اسپانیا و دیگر منابع خبری فرانسه یا تله سور ونزوئلا گزارش دادند، قذافی تهدید به ملی کردن آن ها گرفت تا درآمد نفت و گاز را به مردم بدهد و به کشورهای آمریکای لاتین رفت و با ونزوئلا و برزیل، هند و چین و روسیه قراداد بست، ورق علیه او برگشت تا اینجا که به کمک همین خیانت کاران سابق دولت خودش با تجاوز نظامی و به زودی با اشغال نظامی علنی ارتش های امپریالیسم مواجه شده است. بی هیچ چون و چرایی و به همین راحتی. عجیب که دولت ایران اسلامی با قطر که از اول بطور نظامی در این تهاجم شرکت کرد و حتی فروش نفت لیبی را هم آغاز کرده بود همکاری ها را ادامه میدهد و انگار نه انگار! حالا رئیس جمهور ایران داد بزند "در زمین دشمن بازی نکنید!" و به شرکت هواپیمایی اروپایی که از مدتی پیش به ایران ایر برای برگشت سوخت نمی دادند سوخت ندهد! شاید سرنوشت او به سرنوشت معمر قذافی گره خورده باشد و آنگاه برملا شود که دیر شده باشد. او از چند سال پیش می گفت ارتباط سیاسی مشروط به ارتباط اقتصادی است، اما مخالفان او سرو صدا کردند و به مناسبات سیاسی با کسانی که در محاصره ی اقتصادی ایران شریک شدند ادامه دادند. وارد هفته ی کار شده و به طرف روز جهانی کارگر می رویم اما تهدید های دولت علیه کارخانه هایی که خصوصی شدند و نمی بایست کسی را اخراج می کردند نتیجه داشت یا بعضی از کارخانه ها را تعطیل کردند؟ آیا ربا از سیستم پولی بانک ها برداشته خواهد شد؟ یا برنامه ی تحول سوبسید ها را با فلج کردن تولید و گردش فعالیت تولیدی به سوی شکست برده تا دولت بربیفتد؟ دوچرخه ای که تلوتلو خوران عقب می رود! دردناک است اما به نظر همین طور می آید. برنامه ی قطار هوایی در تهران را ریشه کن کردند و جایی که می شد پل هوایی زد تونل آبکی و گران توحید زدند و بر سر مترو آنقدر شانتاژ کرده و خرج بالا آوردند. اما وقتی که توانستند برنامه دولتی نوروز در تخت جمشید را با سران کشورهای منطقه به هم بزنند زورشان را نشان دادند که از هیچ ضربه ای رویگران نیستند. مجلس در راس امور در کمیسیون های دربسته برای خودش می دوزد و می بافد. دست او باشد مجلس آینده ی اسلامی ایران می شود مجلس دکترهای ایران که همانقدر اسلامی خواهد بود که بانک ها و نزولخوران و کسانی که تا کنون به آن ها پوشش داده اند. درست معلوم نشد منظورش از استانی کردن انتخابات آینده چه بود اما هرچه بود با نیت بد بود زیرا در یک انتخابات روشن و آزاد این نمایندگانی که پرچم عوض کردند انتخاب نخواهند شد و این را مردمی که در همه جا به استقبال احمدی نژاد می روند نشان داده اند. نظر سپاه را از کی باید پرسید؟ سردار جعفری که نظر خود را علیه گرایش های منحرف اعلام کرد. اما بحران سوریه دردسر بزرگی است زیرا در سوریه نیز دست تحرکات محافل امپریالیستی رو شده و عملیات نظامی گروه های مسلح بی شباهت با آغاز روند لیبی نیست اما اینجا محافل ایرانی که از بنغازی دفاع کردند نمی توانند همان سیاست سازش را ادامه بدهند. اما آیا واقعا دیر شده است؟ امپریالیسم چهره ی واقعی خودش را در بحرین نشان می دهد و حاضر است تمام مردمش را به کشتن بدهد اما پایگاهش را از دست ندهد. رهبری انقلابی ایران فقط می تواند مواضع رسمی سیاسی خود را در مورد لیبی تصحیح کند و برنامه ی تجاوز و اشغال امپریالیسم را علیه یک دولت اسلامی انقلابی فاش کند و در کنار هم پیمنان راهبردی خود مانند ونزوئلا قرار بگیرد. در روسیه معلوم نیست گرایش سازشکار مدودف برنده شود. در برزیل معلوم نیست همین گرایش برنده شود. سیاست انقلابی باید آشکار باشد و دیپلماسی جای آن را نگیرد. حرف بزنید! جا برای شایعات نگذارید! واقعا سیاست خارجی دولت اسلامی ایران گرجستان را به روسیه ترجیح داد؟ پشت این پشتک و وارو چه سیاست اقتصادی و اقتصاد سیاسی قرار گرفته بود؟ چه کسانی زیر قراردادهای میان شرکت های ایرانی با شرکت توپولف برای ساخت موتورهای بزرگ و هواپیماهای جدید در ایران زد و گفت کسی قرارداد نبسته بود؟ چه کسی دوباره به طرف بوئینگ رفت و زمینه را برای این گردش آماده کرد؟ و حالا به قول پوتین، در برابر بزرگترین بحران دنیا قرار داریم که نه فقط مسائل و مشکلات فساد و توطئه ضد انقلاب در ایران در سایه قرار گرفت که فاجعه ی ژاپن نیز در سکوت و معلوم نیست همین امپریالیسم چه بلائی برسرش بیاورند.