در اتوبوس درباره ی برنامه های تله ویزیونی "من و تو" شنیده بودم. اتفاقا یک بار هم یک برنامه ی آمریکایی آن را در باره جابجایی های محور مغناطیسی زمین دیدم. آخر کار، اگر کسی آن را جدی می گرفت دست کم گیج می شد و دست بالا منتظر آخرزمان می ماند و فلج می گشت. فکر کنم بسیار مزخرف بود اما هدفمند. نتیجه ی مطالعات و مشاهدات کارشناسان آمریکایی اگرچه از یک واقعیت حرکت کرد اما آخرسر آن را به سرگیجه و گمراهی کشاند طوری که محور مغناطیسی زمین گویا در هر شبانه روز چندین بار جابجا می شود، که هیچ، از قدرت آن و بنابراین، از سپر مغناطیسی زمین دائما کاسته می شود، و هدف برنامه ی پزوهشی هم این بود، که عاقبت مانند کره ی مریخ، موجودات زنده نابود می گردند.

دانشمندان زمین شناسی و زمین فزیک و زمین شیمی و زمین تاریخ شناسی دریافته بودند که محور مغناطیسی زمین، که فعلا قطب شمال آن در فاصله ی 130 کیلومتری قطب جغرافیایی محور نظری زمین قرار دارد، و در 160 کیلومتری قطب جنوب، روزی روزگاری که به ده ها و صد ها میلیون سال پیش بر می گردد، در هاوایی و سپس در چین قرار داشته و دائمادر حال حرکت بوده تا این که در کنار قطب شمال قرار می گیرد. این موضوع را، که "من و تو" هم به آن اشاره داشت تا جنبه ی محرز علمی به آن بدهد، از آن جا دریافتند که گدازه های آتشفشان های دنیا، که ذرات و ملکول های آهن در آن جهت دار و در امتداد محور مغناطیسی زمین قرار دارند، هر بار تغییر جهت داده اند. یعنی می توان تصور کرد که بادهای رنگارنگ قطبی همیشه بالای اسکاندیناوی نچرخیده و در هاوایی یا چین هم می دمیده. اما کل داستان " من و تو" به بهانه ی جابه جایی روزمره ی محور مغناطیسی، از سر به هوا بودن و دمدمی مزاج بودنش حرف زد تا آخر سر بگوید در مریخ هم همین اتفاق روی داد و کره ی خاکی مریخ که اقیانوس ها داشت دیدیم که چگونه خشکید.