سانسور اخبار راهبردی
در برقا زیر بمباران جنگنده های ناتو 16 نفر کشته شدند که 11
نفر آن ها امام شهرهای لیبی بودند که در آنجا برای مذاکره گرد هم آمده
بودند. و البته این بار نخست نیست. شاید یکماه پیش یا بیشتر هم عده ی
زیادی از سران قبایل لیبی که قصد داشتند کنار هم دنبال راه چاره باشند زیر
بمبارن کشته شدند. درست مانند همین اتفاقات در وزیرستان پاکستان و یا در
افغانستان. اما چرا اخبار تلویزیون، بجز کانال خبر، کشته شدن امامان جمعه
را سانسور کرد؟رسانه های جمهوری اسلامی دارند اخباری که می توانند موضع
کسانی که از روز نخست علیه دولت مستقل لیبی کنار برنامه ی ناتو قرار
گرفتند را بسختی زیر سئوال ببرد پنهان می کند. محمود جبریل، نماینده ی به
اصطلاح شورای ملی موقت لیبی، همانی که قبلا در باره اش نوشته بودم، به
واشنگتن به خدمت اربابانش رسید. خب. خوش به حالش. بالاخره نمرد و سربلند
شد. اما چرا رسانه ها و هر شخصیت و جناح و نهادی که پشت سر موضع رادیو
تلویزیون هست از این
نتیجه گیری هنوز هم طفره میروند که این شورا و تمام ساز و کارشان برنامه ی
از پیش ساخته شده ی
ناتو و استکبار سرمایه داری بوده است؟ با یک نگاه به گسترش و
تداوم و اعتلای قیام و شورش و مقاومت در کشورهای عربی اسلامی می توان جای
خالی جمهوری اسلامی ایران را بوضوح دید. مرکزیت انقلاب اسلامی دیگر جمهوری
اسلامی نیست. لااقل در این لحظه که به نظر می آید دولت انقلابی در
محاصره ی شانتاژ قرار گرفته و به هر دلیل یا بهانه ای کارش فلج و نیمه فلج
شده و
مورد اتهام و سخره قرار گرفته، و نهاد های قدرت درگیر مشکلات داخلی خود
بوده و روز نکبت به تظاهرات خیابانی بر علیه دولت آدمکش اسرائیل
نپرداختند، و روزهای دیگر را هم به
کشمکش های خطرناک قدرت پرداختند و مردم را به تظاهرات برای پشتیبانی از
انقلاب مردم بحرین و مصر و یمن دعوت نکردند، لیبی که هیچ! به نظر می آید
که جای جمهوری
اسلامی خالی باشد و ادعای این که مرکزیت و رهبریت انقلاب اسلامی را دارد
در همان حد ادعا باقی می ماند. دعوت مردم به خیابان ها درست همان کار
خطرناکی می توند باشد که بازهم
نقش عمده ای را به مردم می دهد در حالی که فعلا بحث بعضی از رهبران مذهبی
بر این
است که نقش مردم "مطلق" نیست! و احمدی نژاد در واقع نباید به پشتیبانی
مردمی اش بنازد و روی آن حساب کند و مهم کسانی هستند که در دستگاه ها
انتخاب
می شوند و در راس امور قرار می گیرند. همان هایی که آنقدر هر روز از ولایت
فقیه حرف می زنند که به نظر می آید دارند از آن سوء استفاده می کنند و آن
را به یک وسیله تبدیل کرده باشند. این رئیسان، در برابر سیل مردم خروشان
عرب، در همین تریبون های خودشان نقش دارند. سال ها پیش در ایتالیا کارخانه
ی فیات
اعلام کرد 4000 نفر کارگر را اخراج می کند. تظاهرات و مذاکرات شروع شد و
پس از یکی دو ماه تعداد اخراجی ها به 2000 نفز تقلیل یافت و سندکای بزرگ
کمونیستی هم آن را امضاء کرد. روز بعد لوچانو لاما، رهبر آن با خوشحالی
فریاد زد :"
پیروز شدیم!!". رهبر عزیز علی خامنه ای یک روز فرمودند "اگر از تاریخ درس
گرفته نشود، تاریخ باز هم تکرار خواهد شد". چگونه تکرار خواهد شد را یا
نگفتند یا به خاطر نمی آورم. امروز آقای کد خدایی، سخنگوی شورای نگهبان
قانون اساسی شاید خواست کمی تصمیم آن شورا را نرم کند، و مصوبه ی مجلس را
که نمایندگان باید فوق لیسانس باشند مطابق با شرع و قانون اساسی دانست _
چرا؟ اگر مجلسی ها به دلیلی که خودشان می دانند گفته بودند فقط دکتر ها،
باز هم مطابق با اصل و شرع بود؟-اما گفت در عوض اون پنج سالی که کاندید ها
باید سابقه ی کار این چنانی داشته باشند رو حذف کردیم! آفرین. حالا خوب
شد. شورای نگهبان در برابر دولت از مجلسی دفاع کرد که نظارت بر خودش را
نمی
پذیرد و لفتش می دهد اما تهدید آیت الله خمینی هنوز بلند است که در اوایل
انقلاب گفتند اگر نماینده ای یادش رفت که برای چه در مجلس هست و به کار
خودش پرداخت او را با لگد
از خانه ی مردم بیرون بیندازید! می گویند فقط دشمن از دوگانگی قدرت در
ایران اسلامی حرف می زند اما منظور از این دوگانگی قدرت معلوم نیست چیست.
میان آیت الله خامنه ای و رئیس جمهور یا میان سرمایه داران چپاولگر و
قوانین ناگفته ی خودشون با مردم و زحمتکشان روز مزدی که هنوز و اغلب در
شرایط ناسالم و سخت کار می کنند؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 21:55 توسط farrokh bavar
|