پس از برکناری منوچهر خود رای و فراخواندن تمام مقامات سیاست خارجی و سفارت ها، احتمالا برای تصفیه از هواداران رفسنجانیان، رئیس مجلس حالا قصدحکمرانی روی وزارت امور خارجه را هم دارد. اما علاءالدین بروجردی به حرفهایش لبخند زد. جالب است که پس از نشست با رهبری و با دولت و رئیس جمهور، روسای قوه قضائیه و مقننه هم آن ها را صدا کردند تا نظریات و شروط خود را بگویند. خوب است، اما سیاست سفارت ها باید همگن باشند نه این که در سازمان ملل یک ساز و در لیبی ساز دیگر و آمریکای لاتین یکی دیگر و غیره. به نظر می آید پس از دور شدن متکی هنوز این تصفیه ، و هماهنگی با سیاست انقلابی ضد امپریالیستی انجام نیافته و حالا وقتش رسیده است. اما آیا چنین چیزی ممکن هست وقتی که 9 دی اگرچه از فرو پاشی و "کودتای رنگی"، تعریف گزارش کمیسیون اصل 90، جلوگیری کرد اما رهبری نهادهای حکومت را از گردانندگان آن آلایش نکرد؟ وسط راه که نمی توان ماند و مردم خواهان ادامه ی کار و بازسازی و تحولی است که دولتهای نهم و دهم آغاز کردند. نهاوندیان که مجلس را در دست گرفت کسی است که قبلا پیشنهاد می کرد ارز آزاد شود و از کنترل دولتی بیرون بیاید و وارد بازار آزاد جهانی شود. بحران جهان سرمایه داری را نگاه هم نمی کند. وقتی یورو فرو می افتد و دولتهای سرمایه داری بیچاره می شوند ایشان راه رفته ی آن ها و خانم آهنین را پیشنهاد می کند. از کم هوشی نیست. از غرض ورزی علیه دولت مردمی انقلابی و اسلامی است. اما باید هر روز بیشتر منتظر و مراقب فتنه گری ای بود که می خواهد راه انتخابات را به هر دوز و کلکی غبار آلود کند. آن ها قوانین بازی رقابت را رعایت نمی کنند. باید به یک لیست از افراد انقلابی حامی دولت دست یافت و آن را در همه جا پخش کرد تا مردم به آن رای بدهند و مجلس را از دست سرمایه داران رانتخوار و هواداران قاچاق طلا و سیگار و دروغ پردازان بیرون آورد. همین باقی مانده که ریاست مجلس بخواهد سیاست نظامی مانور نیروی دریایی را هم خود تعریف کند. راه زیاد باقی نمانده و بزودی و بالاخره  شکست کودتای رنگین کامل می شود. ایران انقلابی این را می خواهد. دنیا و تاریخ این را می خواهد. در ایتالیا کودتاچیانی که به لیبی حمله کردند و دولت برلوسکنی را به نفع بانک مرکزی اروا برانداختند فریاد می زدند "بازار این را می خواهد!". آدم به یاد سلاطین وحشی اروپایی می افتاد که هنگام حمله و کشتار مسلمانان هنگام جنگ های صلیبی فریاد می زدند "خدا این را می خواهد!".