نتانیاهو و پـِرِز دل دیدن اجساد بچه های سوریه را ندارند!
22 خرداد 91
بجز مساله ی اخلاقی این دو رهبر صهیونیست که دروغ و وقاحت را در کتاب گینس ثبت کردند مساله زمینه سازی نرمی است که این دو جنایتکار در افکار عمومی می کنند که مثلا دولت سوریه دارد به مردم خودش رحم نمی کند و آن ها را به توپ می بندد. شعاری که امپریالیسم جهانی علیه دولت مردمی و رهبر لیبی در دنیا پخش کرد و رسانه ها کوشیدند در مخ همه فرو کنند همین بودک "دولتی که مردم خودش را بمباران می کند". برای این که تکرار آن شعار این همانی نشده و دست پلید جنایتکاران رو نشود که برنامه همانست، مساله را رهبران دولت جنایتکار و غاصب اسرائیل "نرم" مطرح می کنند واکنش ها را بسنجند و کم کم زمینه ی همان شعار را به صورت دیگری آماده کنند. اما در سوریه وضعیت با لیبی گرچه شباهت دارد اما تفاوت هایی نیز دارد. طرح کوفی عنان در واقع زمینه را برای آزادی عمل تروریست ها باز می گذاشت. او می گفت هیچکدام از طرفین نباید اقدام به فعالیت نظامی کرده تا زمینه برای گفتگو آماده شود. و انگشت اتهام را به طرف ارتش سوریه می گرفت که نماینده ی دولت است و عدم فعالیت آن دست تروریست ها را باز گذاشت که "بچه بدها بودند" و آن ها هم نباید از آن کارها می کردند. دولت انقلاب سوریه در جنگ 1967 کارگران و مردم را مسلح کرده بود و میلیشیای کارگری و مردمی ایجاد کرد که خانه به خانه در حومه ی دمشق با مزدوران ارتش اسرائیل جنگیدند و آن ها را دفع کردند. این تجربه در حافظه ی سوری ها وجود دارد و هنوز هم مطرح است که اگر ارتش کنار بنشیند و نظاره گر اجرای شل و پل کوفی عنان باشد که راه را برای برنامه ی دولت های امپریالیستی و همکاران باز نگه می دارد، دولت انقلابی و مردمی سوریه می تواند خود مردم را مسلح کند. که در چنین اوضاعی کار آسانی نیست. کمیته های مردمی محله ها را تشکیل داده و مسلح کند تا از خودشان در برابر این آدمکشان مزدور غیر سوری، غیر عرب، و سوری، به نام فرقه ای اسلامی اما همکار اسرائیل دفاع کنند. اما به علت تاخیر در چنین اقدامی که نیاز به یک آماده سازی ایدئولوژیک انقلابی ریشه ای دارد، حالا به نظر می آید ارتش سوریه مستقیما اقدام کرده و وارد گود شده و گروه های تروریست و آدمکش حرفه ای را دارد از محله های حمص پاکسازی و اخراج می کند و این به معنای شکست طرح کوفی عنان است. دولت روسیه و چین و ایران و عراق در دفاع از دولت انقلابی مردمی سوریه حق دارند بر اجرای طرح کوفی عنان پافشاری کنند اما عملا آن را علیه دخالت آشکار دولت های امپریالیستی و ارتش مزدور آزاد نیز مهار می کنند تا دست های پلید آن ها آشکار شود. حتی دولت ترکیه را به نشست گروه همکاری شانگهای دعوت می کنند و بر پیشنهادهای لوله ی گاز روسیه یا و ایران در برابر خط لوله ی نابوکو یا خط لوله ی آذربایجان گرجستان ترکیه پافشاری می کنند تا از نیروهای تولیدی اقتصادی ترکیه را در برابر قدرت سیاسی ترکیه عضو ناتو و همکار برنامه های امپریالیسم حمایت نمایند. مفسران ایرانی و شاید خارجی مدل های جنگ های امپریالیستی را که در سوریه آزمایش می شود لیبیایی، یمنی و حالا بوسنیایی تفسیر می کنند. نخست این که تمام این موارد جنگ های امپریالیستی بودند که با دخالت دراز مدت سازمان های نظام سرمایه داری علیه دولت های سوسیالیستی یوگسلاوی و خلقی لیبی و یمنی طوری دخالت کردند که جنگ امپریالیستی شکل جنگ داخلی بخود بگیرد و آن ها به عنوان حقوق بشر از طرف جامعه ی جهانی وارد گود شوند. تجاوز به لیبی را هم با شعار تازه ی "جنگ انساندوستانه" رنگ آمیزی کردند و عملا تبصره ی تازه ای به قانون اساسی دولت "ضد فاشیست" ایتالیا اضافه کردند که می گوید "ایتالیا جنگ را مطرود می داند" اضافه کند – مگر جنگ های انساندوستانه! و دیدیم که "جا افتاد" و در ایران اسلامی هم طرف دار پیدا کرد و به موضوعی راهبردی تبدیل شد که هنوز مانند یک فاکتور فعال توی دست و پای رسانه ها و صدا سیما می لولد. در جنگ بوسنی خبرگزاری های فرانسه در آن زمان نوشتند توپی که بنابر گفته ی ناتو از طرف دولت بلگراد به صف نان در سارایوو شلیک شد و بهانه ی آغاز بمباران های ناتو گشت در واقع بمبی بود که مزدوران و همکاران خود ناتو در میان مردم گذاشته بودند. حالا همین صحنه با کشتار مردم بیگناه و زن و بچه های سوری تکرار می شود تا آقایان و خانم هایی که دست و دل و ذهنشان به خون مردم فلسطین و لبنان و سوری و اردن و عراق و ایران و همه دنیا آغشته است آن را به گردن دولت مردمی سوریه بیندازند و دلیل جنگ را فراهم آوردند. اما این بار هم سه ناو جنگی و اتمی روسیه دائما در بندر و پایگاه دریایی طرطوس حضور دارند، از جمله هواپیمابری که هواپیماهایش از آسمان سوریه حفاظت می کنند و راه را در برابر حمله ی هوایی دریایی ناتو – از جمله ترکیه و شاید یونان- بسته اند. ثانیا دولت مردمی سوریه انزوایی که دولت مردمی لیبی در آن قرار گرفت را ندارد و برنامه ی توطئه ی ترور رفیق حریری، مانند توطئه ی لاکربی، و اخراج ارتش سوریه از لبنان راه را برای انزوای سوریه مهیا نکرد. انسجام مردم و کشور و دولت سوریه از هر نظر از جمله تجربه ی جنگ بااسرائیل و دائم کنار توطئه های آن بودن و بلندی های غولان خود را در تصرف آن ها دیدن و هم سرنوشت بودن با مبارزات مردم فلسطین، و خود تجربه ی تلخ مردم و دولت لیبی و تغییر مدیریت و رهبری در روسیه، و نداشتن بهانه ای از قبل مهیا مانند زنده یا مرده ی امام موسی صدر را یافتن، شرایط را از لیبی جدا کرده و تداوم آن جنگ را مشکل ساخته است. اما از امروز اوضاع تغییر میکند. دخالت ارتش سوریه در دفاع مستقیم از مردم خود و سرکوب باندهای آدمکش داد کوفی عنان را ممکن است در بیاورد و بهانه به دست ناتو و سازمان ملل و سوزان رایس و دیگران بدهد. اگر ترکیه به خود اجازه داده نیروهای مزدور را از مرزهای خود به شمال سوریه بفرستد آدمکشی کنند، هر دولت انقلابی نیز برای حفظ خود و مردمش و حفظ یارانش در صحنه ی بین المللی حق دارد در صحنه ی جنگی که این بار در سوریه روی می دهد دخالت کند. این تجربه ی دیگریست تا جبهه ی جهانی ضد امپریالیستی با برنامه و تشکلی مفصلی و متمرکز شکل بگیرد. بدون شک دولت انقلابی ایران در این جبهه قرار دارد و در همین روند مجبور است کسانی را که از به نحوی و به شکلی از ارتش آزاد سوریه یا از بهار عربی آمریکایی حمایت کردند را از تبلیغ کردن و حمایت از ضد انقلاب جهانی و ایرانی کنار بگذارد، و این عین مردم سالاریست.