تهران باید بلندمرتبه شود یا از تراکم آن کاسته شود؟
این مقاله را من حند سال بیش در همین بلاکفا نوشته بودم. متاسفم ک دکتر مهدی حنین دسته کلی به آب داده. اما حیزی دزدیده میشه که با ارزش باشه  مضافا این که روزنامه ی معتبر ایران هم حابش کند. از دوستان روزنامه و انحمن مفاخر معماری درخواست رسیدکی کردم. کسی هم که زیر سبیلی در کند شریک حرم می شود. فرخ باور.
 
  امير مهدي رياستي
اگر چه هر چه آب در رودخانه‌هاي اطراف تهران بود را سد کردند و توی لوله کرده به تهران آوردند تا اینجا که لایه‌هاي جنوب کلانشهر پت و پهن بالا می‌آورد اما، یخچال‌ها در حال آب شدنند. توچال که هیچ وقت بدون برف نمی ماند سال‌هاي زیادی است که تابستان خشکی را مي‌گذراند. آبی که از توچال و رشته کوه‌هاي البرز به رودخانه‌هاي دامنه‌هاي جنوبی سرازير می‌شود کمتر از یخچال‌ها و بیشتر از برف‌هاست. یخچال‌ها بیشتر به کوه دماوند مربوط مي‌شود اما هم یخچال‌ها به سرعت دارند پس مي‌کشند و بالاتر مي‌روند و هم از مقدار برف در طول سال کم مي‌شود. به همین دلیل ممکن است برای سال‌ها به مقدار آب رودخانه ها افزوده شود اما بعد به خشکسالی بزرگی خواهیم رسید. مسئله فقط به البرز یا زاگرس و یا حتی ایران هم خلاصه نمی‌شود. همین مشکل در رشته کوه‌هاي آند و پایتختی 8 میلیون نفری مانند لیما - پرو- وجود دارد که یخچال‌هایش با قله‌ای به ارتفاع 6789 متر به سرعت در حال ذوب شدن است. همین طور در مورد رودخانه كلرادو و کشمکش میان لس آنجلس و لاس وگاس که با لوله‌ای 800 کیلومتری مقداری از آب این رودخانه را مي‌مکد و اعتراض به سیاست مدیریت آب كلرادو مدتی است آغاز شده است. گرم شدن پیوسته هوا و افزایش گازهای گلخانه‌ای ادامه دارد و نوع تولید اشاره‌ای به کم کردن تولید گازهای گلخانه‌ای ندارد گه‌گاهی مقدار بارش باران و برف زیاد شد اما این يكي دو سال دلیل بهتر شدن کلی روند بارش نیست. نمی‌دانیم آیا از آب پشت سدها برای تولید برق استفاده کنیم یا برای شرب مردمی که به اسراف عادت کرده‌اند و یا کشاورزی. و میان این بخش‌ها و مدیران کشمکش به شکل جدی آغاز مي‌گردد. از مقدار باران‌هاي دانه ریز مرتب کم شده به باران‌هاي کوتاه مدت و تند افزوده شده که باعث پر شدن ناگهانی رودخانه‌ها و سیل‌هاي ناگهانی مي‌شود و به کشت و کار آسیب وارد مي‌کند. تعادل طبیعی شکسته شده و هوا در یک مسیر دائمی به سوی گرم تر شدن و خشکی با توفان‌هاي تند پیش مي‌رود. از طرف دیگر از چنارستان تهران حتی اسمی هم باقی نمانده و حرص و طمع و پول‌هاي کثیف و سوداگری و سود آوری در معاملات زمین و خانه‌سازی یا انبوه سازی، با تخریب باغ‌هاي تهران، شتاب گرم شدن کلانشهر را بیشتر کرده است و شهر، با سیستم حمل و نقل خصوصی اش قفـل شده است. حال خیابان ولیعصر را چه یکطرفه بکنیم و چه نکنیم، چه از پائین به بالا و چه از بالا به پائين تفاوت چندانی نمی‌کند. کار از «آزمون و خطا» گذشته است. این مسئله به همه شهرها و حتی به عشایر کوچنده هم مربوط مي‌شود. فرض کنیم افزایش جمعیت متوقف شود. شهرداری تهران و شهرسازان آن پیشنهاد مي‌کنند بافت فرسوده نو‌سازی شده و خانه‌هاي کوتاه قد دو یا چهار طبقه آن بلند مرتبه گشته و محلات آن با همان تراکم، از فضای باز و سبز مجهز بیشتری برخوردار شوند. در معادلات شهرسازان و شهرداری متغیر آب و کاهش آن محاسبه نشده و به امید خدا نشسته و طراحی‌ای کرده‌اند که تا مدت کوتاهی سبیل انبوه سازی را چرب مي‌کند اما نه بیشتر! هزینه بسیار بالای زیر ساخت‌ها برای تبدیل بافت فرسوده به ساختمان‌هاي بلند مرتبه ای که انرژی کمتری مصرف کرده و دارای سیستم‌هاي خنک کننده و گرم کننده تجمیعی و ترکیبی آفتابی یا ژئوترمیک داشته باشند، از سیستم فاضلاب و تصفیه و بازیافت آب، جمع‌آوری آشغال و تصفیه شیرآبه ها و بازیافت آن همراه با تولید انرژی و حل مسئله گاراژها و تمام خدمات شهری دیگر کارهایی نیستند که تدریجی و رفته رفته بتواند انجام بگیرد. تازه، مشکل آب باز هم باقی مي‌ماند و حتی به فرض معجزه ای بتواند غول آدم خور تهران را «آدمی با شخصیت و مؤدب و تر و تمیز و اصلاح کرده و خوش بو» کند، با کاهش آب و بنابراین برق و گرمایش و سرمایش برخورد خواهیم کرد که راه حل ندارد. لازم است به فکر تشویق یک مهاجرت معکوس مانند یک برنامه راهبردی بود. با بحران آینده و قفل شهر و گرمای کشنده و بی‌آبی و قطع مرتب و طولانی‌تر برق. افزایش آلودگی کشنده هوای آن، عده فزاینده ای شهر را ترک خواهند کرد. این پتانسیل و گرایش را باید در برنامه‌ای راهبردی تنظیم نمود تا از صدمات جابجایی‌هاي آن کاسته شود. اگر قرار باشد بافت‌هاي فرسوده بی ارزش تخریب شوند، به جای ساخت بلند مرتبه ها و زیر ساخت ها و جابجایی موقت مردم به ناکجا آباد، به فکر ساخت شهرک‌هاي تولیدی کوچک و احیاي بافت و زندگی روستاها بود. روستاهایی مدرن، مجهز، با بخش‌هاي تولید مشخص و خاص، در یک برنامه همایش سرزمین و محیط، کاهش تولید گازهای مضر، معماری اکولوژیک و مرتبط با معنا و دلایل معماری سنتی و سایه ساز، در یک شبکه راهبردی انرژی و تولید و توزیع و
حمل و نقل منظم و عمومی بود. بنابراین، محله‌هاي بی‌هویت فرسوده را باید تخریب کرد اما فقط به فضای باز و سبز با تجهیزات شهری و محله تبدیل کرد. چه اتفاقی از نظر اجتماعی رخ خواهد داد؟ شهر از محلات قدیمی و مردمی پاک شده و به خدمت بخش سرمایه داری کلان در مي‌آید؟ با یک برنامه کالبدی مجازی شهری این چنین، با داشتن فضاهای باز بزرگ و سبز و مجهز باید دید واکنش محلات ثروتمند اما بسیار متراکم شمال شهر چه خواهد بود. آن را نیز تحت برنامه درآورد. بدون شک محلات قفـل شده‌ای مانند کوهستان و الهیه و فرشته نمی توانند از به رخ کشیدن گرانی محله شان خوشحال باشند و قیمت ساختمان‌هاي پر افاده آنها فرو خواهد ریخت. از شهر باید رفت. اما نه خود بخود، نه با هرج و مرج بلكه با ساخت یک سیستم آلترناتیو و جایگزین و با برنامه. خیال شرکت بخش خصوصی را هم از سر بیرون کنیم. بخش خصوصی اگر توان مالی آن را هم داشته باشد اما هیچ علاقه ای به کارهای انسانی و دراز مدت راهبردی ندارد.
* دكتراي معماري و عضو كانون معماران ايران