خبر مرگ سرمایه داری از یونان می رسد
مرگ نظام سرمایه داری
فرا رسید. خبر مرگش از یونان می رسد.
نظام سرمایه داری از
سالها پیش در حال احتضار بود اما به هر شکل، از جمله با جنگ و حمله و ویرانی و تمرکز قدرت مالی بانکهای بزرگ مرگش را توانست به
عقب بیندازد. اتحاد اروپا حول بانک مرکزی و تروئیکا و گلد مان ساخس و بیلدربرگ آخرین اقدام سیستم برای نجات خود بود. همان زمان نیز
کار سیستم سرمایه داری در اروپا به آخر رسیده بود اما با با این به اصلاح وحدت
پولی خود، و به ضرر کشورهای ناتوان تر و حلقه های ضعیف زنجیره ی سرمایه داری مانند
یونان، ایتالیا، اسپانیا، پرتوگال و ایرلند، و با کشیدن خون و سرمایه ی آن ها به
کالبد دولتهای طراز یک سیستم، توانست چند دهه بیشتر سینه خیز حرکت کند اما این
نیرنگ و خدعه به یاران خودش حالا باعث ورشکستگی و ویرانی تولید و بحران سیستم شده
است و از آن راه گریز ندارند. پس از مکیدن خون کشورهای دنیا، خون خودشان را هم مکیدند و کشورهای پیگس را به خاک سیاه انداختند و دیگر چیزی برای خوردن نمانده تا ادامه دهند. خود بانک مرکزی آلمان 1.5 میلیارد یورو و بانک مرکزی فرانسه 1.3 میلیارد یورو بدهی دارند و قدرال بانک خیال دارد بازهم دلار چاپ کند. شورش در تمام این کشورها بخصوص شورش خشمگین یونان گواه
همینست، که کفگیر به ته دیگ خورده. مردم یونان و تمام کشورهای اروپای متحد به خیانت رهبران و رهبران
کشورهایی چون انگلستان و فرانسه و دیگران، اما بخصوص این دو کشور امپریالیست و
پیروز جنگ جهانی دوم سرمایه داری آگاه هستند. خشم آتشین مردم یونان گواه این است که نمی
توانند به هیچ وجه لحظه ای بیشتر صبر کنند. اگر در این کشورها رفراندوم بگذارند و بپرسند آیا می خواهند در سیستم یورو باقی بمانند همگی مانند ایرلندی ها خواهند گفت نه! و بههمین دلیل آن رفراندوم را ادامه ندادند. از مردم سئوال نکردند و برای مردم راهی نماند مگر این که از مکانیزم حل و فصل اصلاحات به اصطلاح دمکراتیک بیرون آمده و مستقیم به شیوه ی مبارزات اجتماعی و طبقاتی خارج ار مجلس و پارلمان و انتخابات عمل کنند. یونانی ها و اتحادیه های کارگری آن ها
اعتصاب عمومی 24 ساعته به راه انداختند و تمام اتحادیه های کارگری دیگر کشورهای
ایتالیا، اسپانیا، پرتوگال، فرانسه، آلمان، انگلستان و ایرلند و بلژیک و هلند و
تمام اروپا همین الان باید یک صدا و همگام متحد شوند و اعتصاب 24 ساعته، و سپس
اعتصاب عمومی بدون انتها تا فروپاشی سیستم سرمایه داری برگزار کنند و به تصرف
مراکز مهم قدرت از بیرون و از درون اقدام کنند و نیروهای ارتش را به طرفداری از
خود و از مردم و برای یک حکموت مردمی در اروپا علیه این اقلیت بی صلاحیت فرا
بخوانند. اگر رهبری اتحادیه های ایتالیایی به کمک اتحادیه های یونان نروند و مسائل
لاینحل خودشان را باز هم کش بدهند به مردم و اتحادیه های خودشان خیانت کرده و باید
بدنه ی اتحادیه خود اقدام به اعتصاب عمومی و بسیج بی پایان تا برکناری و اضمحلال
دولتهای غاصب بشوند. این روندی است که به هرحال پیش می رود و یونان همین را نشان
می دهد. پس بهتر است بجای پراکندگی و آسیب پذیر بودن، تمام رهبری اتحادیه های
کارگری اروپا دور هم جمع شده و برنامه ی بسیج و اعتصاب عمومی و تصرف کارخانه ها و
مراکز تولید و ارتباطات را در اختیار بگیرند و مستقل از نظام سرمایه به فعالیت
بپردازند. تامل جایز نیست زیرا اگر نیروهای ویژه ی یونان از پس شورش مردمی بر
نیایند دیگران سر می رسند، نیروهای ویژه ی مقدونی و ترک و اسرائیلی یا آلمانی و هر
گروه تروریستی دیگری که در سوریه مشغول به کارند سر می رسند و خون به راه می
اندازند. اگر رهبران اتحادیه ها می ترسند و به روی نمی آورند در یونان چه می گذرد،
گرایشهای دیگر اتحادیه ها راسا باید اقدام کنند و کارخانه ها به اشغال فرا بخوانند و به میدان ها آمده و با کمک
اتحادیه های پلیس، مراکز قدرت را در دست بگیرند و ارتش را به همیاری و همکاری علیه
سیستم ضد انسانی فرا بخوانند. وقتش همین حالاست. کسانی که در مجالس سرمایه داری
نشسته اند هم و غمشان اینست که مبادا فشار
تروئیکا و آلمان از انباشت سرمایه ی آنها کم کند. سرمایه داران و مالکان بزرگ
ایتالیا صدمه ای ندیدند. کشتی داران بزرگ یونانی چیزی برای این بحران نپرداختند.
سرمایه دارانی که از بحران حرف می زنند خودشان روی کشتی های بزرگ لم داده و خوشند و دلگرمی شان به
حساب مخفی هایشان در بانکهای سوئیس و در جزیره های انگلستان است که بهشت سرمایه های بی مالیات اند. آنها ته قیف را بستند و پول را به گردش نمی اندازند. آنها نقدینگی بسیار زیادی دارند و نمی به کجا وصلش کنند. وضع آنها خراش هم بر نداشته است. آن ها مالکیت و دارائی شان را از جان
خودشان بیشتر دوست دارند! آنها حاضرند خودشان را دندان بزنند و همدیگر را تکه پاره
کنند اما دارائی هایشان دست نخورد. پس باید به آنها هجوم برد. آنا یک اقلیت کوچک
اند و تمام زور آن ها در نیروها ی مسلح آن ها و خیانت رهبران مصلحت طلب خلاصه شده است. مردم با بسیج عمومی و اعتصاب
سراسری بی پایان خود باید بتوانند بدنه ی نیروهای مسلح را به شورش در پادگانها و
بیرون آمدن فرا بخوانند تا در کنار مردم تظاهرات کرده و اعتصاب را به شورش و قیام
و تصرف قدرت تبدیل کنند. تمام پشیبانی به مردم یونان و شورش آنها که آتش به نظام
پوسیده ی سرمایه داری می زند!
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19:16 توسط farrokh bavar
|