ایشان به احتمال زیاد بهترین شخص ممکن برای رهبری تحولات اقتصادی و اجتماعی و تاریخی مصر نبوده و بازی ها و شانتاژهای هیئت نظامی طوری تنظیم شد که افراد دیگری شاید مانند عبدالفتوح کنار بروند و آرا مردم روی مورسی متمرکز گردد که شانس بیشتری برای بردن داشت. مورسی، شاید منتخب آن ها به عنوان ضرر کمتر برای امپریالیسم  بوده اما اسیر مردم انقلابی مصر نیز هست. اخوان المسلمین یک پارچه نیست و آن هم اسیر خود مردم و شرایط و حوادث است. اوضاع پاکستان و افغانستان و کرزای نیز همین را نشان می دهد که کسانی که خود امپریالیسم انتخاب می کند هم از کنترل آن ها خارج می شوند. مواضع اخوان المسلمین در برابر سوریه روشن و ضد انقلابی است. اما تاریخ انقلاب از همین جا می گذرد و این رود خروشان اخوان المسلمین و رهبرش را به نفع راه و روش خود تغییر می دهد. کسانی که امروز در برابر دادگاه عالی قضات مصر و دادستان مفنگوی آن که حتی روی پایش وا نمی ایستد موضع نمی گیرند، قضاتی بس ارتجاعی و اشخاصی  ضد انقلابی و امتحان پس داده مانند عمر موسی و البرادعی و تمام عناصر وابسته به رژیم کهنه، به نظام سرمایه و امپریالیستی بازهم یا اشتباه می کنند چون روند انقلاب را حس نمی کنند یا اصولا  از این روند خوششان نمی آید و وسط گدار ایستاده و اما اگر می کنند. جریان انقلاب مصر بسیار سریع دوباره به راه می افتد و پشت همین سد اما و اگر ها جمع شده  و  چه بخواهند و چه نخواهند راه خود را به زور باز می کند. مصر کشوریست پر از تجربه ی سیاسی اجتماعی و نظامی و در هر زمینه. همین ها به کمک آمده چراغ راهش خواهند شد و وقتی که این موانع را سپری کند بسیار تند پیش خواهد رفت و بستر تاریخی اش را پر ، روان و پر تنش می کند و شکلهایی از جنگ داخلی بخود می گیرد تا رهبری منسجم انقلابی فراگیر بوجود بیاید. جایی برای فرار افراد و نیروهایی که وسط گدار هاج واج مانده اند نمی ماند. محمد مورسی رفراندوم پیشنهاد می کند و کسانی که در مخالفت سنگ اندازی می کنند از نظر اکثریت مردم واهمه دارند. آن ها به نظر یک اقلیه صاحب امتیاز عادت کرده اند و نام اکثریت را به بدی پوپولیسم و عوام فریب می گذارند. قضاتی که از ایفای نقش خود سر باز میزنند به زباله دان می روندو به تفاله ی گذشته تبدیل می شوند. سرگردانی ظاهری مفسران ایرانی در رادیو تلویزیون و روزنامه ها نشان همین سرگردانی تاریخی میان نظام جنگی اقلیت سرمایه داری و نظام مردمی انقلابی تحولات اجتماعی و اقتصادی است که سوریه و دولت انقلابی و اسلام واقعی تاوان آن را می دهند. اما سرمایه داری د رحال فروپاشی است و هر گونه مانوور ن پس از مدتی به بومرانگی علیه خودش تبدیل می شود. خواهیم دید پوتین در ترکیه انگشت اتهام روی موشکهای پاتریوت خواهد گذاشت و از مسائل اقتصادی در این جهت استفاده می کند. او میرود که بگیرد نه این که کنار بیاید.