تهران مثل یک زن نسبتا جوانی است که زیبا بوده اما زود پیر شده. از وقتی دستش به دهنش رسیده این قدر حرص زده که تصلب شرائن گرفته فشارش زده بالا. همه جاشو سوراخ کردن بای پاس زدن. دوا می خوره آب دفع کنه فشار بیاد پایین، حرارت داره داغ کرده تنگی نفس گرفته سرفه  می کنه داغ بستنش به کولر و آب. بجز آب خونه ی خودش، آب باغ باغچه ی همسایه رو هم با حرف خوش یا به زور گرفته زده به بدن، کثیفش میکنه می ریزه زیرخودش. زیرش رو کثیف کرده حرص زده چاق و بد ترکیب شده، بزک می کنه. از آن جوان خوش بو و پرگل و گیلاس آلبوم عکسش مونده. چاه زیرش پر شده میره خونه همساده که خیلی قدیمیه. هر وقت داد بیداد می کنه تهران چنگ و دندون نشونش می ده وگرنه باهاش با محبته و میگه ما همیشه با هم بودیم و باید همیشه باهم بمونیم. ولی هیکل این زن چاق چند برابر همسایه قدیمیشه. بهش زور می گه. هواش دود ی شده و همش قلیون می a، چشم چشمو نمی بینه منتظره بادی بیاد بارونی بیاد هوا رو بشوره. ولی اگر بشوره می ره تو زمین سیاهش میکنه.. به شهر ری که رسید می زنه بیرون بهش میگن شیرآبه و همسایه رازی دعا می کنه بارون نیاد آبهای سیاه تو منزلش نیان. هوای سیاه تو خود تهرون بمونه. میخواد جدا بشه تهرون نمی گذاره. اگر جدا بشه و یه دیوار عمیق بکشه میون خودش و تهرون، از اون دیوارایی که تا عمق زمین فرو بره، اونوقت از کف تهرون گه میزنه بالا و حقیقت پنهانش آشکار می شه. واقعیت برملا می شده ته تهرون چه خبره هی فرو میره، چرا تهرون چاق و مسموم می خواد شر ری رو برا خودش نگهداره. چاق شدن آسونه اما لاغر شدن سخته. چاق شدن از رو بی برنامگیه اما لاغر شدن فقط از رو برنامه ممکنه و خیلی از چاق شدن سخت تره. دکترا جمع شدن برا تهرون خانوم بزک کرده که آسم داره خفه اش می کنه و تصلب شرائن و فشار خون کم کم می کشدش نظر بدن. بای پاس زدن علاج نشد بدتر شد. تیکه تیکه از بدنش فاسد شده. اون شصت تا دهی که بلعید رو دلش مونده. یکی از دکترا میگه علاجت اینه که بازم چاقتر بشی. تراکم بدنت بیشتر بشه بهتره. این نسخه ی چینی هاس. عجیبه که هیچکس بهش نمی گه باید رژیم بگیری و لاغر کنی اگه نمی خوای سکته کنی. چرا اتفاقا. یه نفر هس که میگن پزشک سنتیه، داروهای گیاهی میده و میگه کمتر حرص بزن و نشین پشت اینو اون به غیبت کردن. پاشو راه برو ورزش کن و کمتر بلومبون و رژیم لاغری بگیر وگرنه میمیری! ولی کو گوش شنوا! زنی که تنش به سرش بیارزه به ای چیا گوش نمیده. او دوس داره همه اش بلومبونه و چاقتر بشه و بزک کنه و به همه دستور بده. مال در و همسایه رو کش بره بزنه به بدن. میگه دنیا دو روزه و می خوام خوش باشم. رژیم لاغری می خوام چیکار؟ چاه مستراح رازی هم حق نداره بگه خفه شدم بسه دیگه! می خواس سر راهم نشینه. تازه می خوام بای پسامو دولا ّ کنم. سه لا ّ کنم. یه لوله هایی رو از زیر خودم رد کنم کار تخلیه ام راحت تر بشه. اما با اینهمه وزن خدا نکنه زمین زیرم یهو نشست کنه خودمم بیفتم تو چاه. اووقت کی به دادم برسه؟ ضرب المثلی میگه بعضیا وقتی خونه رو جارو می کنند آشغالها رو زیر قالی قایم می کنن. اما بالاخره زیر قالی پر میشه خود قالی هم می پوسه. بعضی ها از جارو برقی استفاده می کنن و آشغالها رو میریزن تو کیسه میندازن دور... اما تا وقتی کوچه و خیابونای اطراف خاکی هس زور جارو برقی و کیسه ی پرش به اونهمه گرد و خاک نمی رسه. یعنی که راه حل تهرون تو خود تهرون نیست. تو کوچه های اطرافشه. یعنی راه حل تهرون و همه ی شهرها تو توسعه و نو نوار شدن کشاورزیه. اگر فساد شهر از بحران کشاورزی شروع شد از همون جا هم باید درست بشه. فعلا که افتادن به جون آب و آب دزدی. اگر تونسیم جلوی دزدای آب رو تو همه جا بگیریم و حق آبه ها رو دوباره تنظیم کنیم، حالا که اینقدر سد داریم، اونوقت سر برنامه ش هم صحبت می کنیم.